حِلمِ عظیم
کفشکی[1] خواهم ساخت
کَفهاش از جنس سنگ
رویِهاش از جنس چوب
و به پا خواهم کرد
تا که اُفتم به رَهی
بلکه راضی کنم آن خلق خدا
وانهند بر کفِ من
بعدِ چند سال و مَهی[2]
آنچه یزدان به روا داده مرا
من که بازنده و مظلوم بُدم در همه عمر
با همه قدرت و پاکی که به هر کار شدم
حقّم اینگون نبُوَد از رهِ کین
که ز هر نعمت پاکش به جفا دور شوم
صبر را از تو طلب دارم و بس
که به این بندۀ مظلوم و حزین
دهی آن حِلمِ عظیم[3]
کمکم کن تو خدا
یأس بر من نشود مُستولی[4]
مددی کن تو رحیم
ما رَجاه[5] و تو کریم....
ابوالفضل سرلک متخلّص به استوار
[1] - کفش ساده
[2] - اختصار از ماه بهمعنای چند سال و چند ماه
[3] - صبر بزرگ و زیاد
[4] - غالب، چیره، پیروز
[5] - امیدوار
برچسب:
نویسنده: آرتین کریمیان